دوش آنچه برفت در میان تو و من
نتوان بنوشتن و نه بتوان گفتن
روزیکه سفر کنم ازین کهنه وطن
افسانه کند از آن شکنهای کفن
این رباعی به بیانناپذیری لحظات وصال و بیارزشی دنیا میپردازد. مولانا میفرماید: «دیشب آنچه میان تو و من گذشت،» «نه میتوان نوشت و نه میتوان گفت.» «روزی که از این وطن کهنه (دنیا) سفر کنم،» «(مردم) از آن (لحظات وصال)، افسانهها در چینهای کفن (دفتر خاطرات) خواهند ساخت!» این رباعی، بیانگر عظمت و بیانناپذیری لحظات وصال با معشوق، و نشاندهندهی بیارزشی دنیا در برابر آن.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی