ای داد که هست جمله بیدار از من
ای من که هزار آه و فریاد از من
چو ذلک ما قدمت ایدیکم گفت
ناشاد شبی که اصل غم زاد از من
این رباعی به شکایت از نفس و عواقب اعمال خود میپردازد. مولانا میفرماید: «ای داد که همه از من بیدارند (آگاهند به خطاهای من)،» «ای من که هزار آه و فریاد از من (نفس)!» «چون (خداوند) گفت: “ذلک ما قدمت ایدیکم” (این نتیجهی اعمال خودتان است)،» «ناشاد باد شبی که اصل غم از من (نفس) زاده شد!» این رباعی، بیانگر پشیمانی و خودسرزنشگری از اعمال نفسانی، و نشاندهندهی آگاهی از مسئولیت فردی در برابر غمها.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی