گوئیکه به تن دور و به دل با یارم
زنهار مپندار که من دل دارم
گر نقش خیال خود ببینی روزی
فریاد کنی که من ز خود بیزارم
این رباعی به فنای عاشق و بیزاری او از وجود خود میپردازد. مولانا میفرماید: «میگویی که به تن دور و به دل با یارم،» «زنهار! گمان مبر که من دلی (وجود مستقلی) دارم!» «اگر نقش خیال خود را روزی ببینی،» «فریاد میکنی که: “من از خود بیزارم!”» این رباعی، بیانگر فنای کامل عاشق از خود و عدم وجود مستقل او، و نشاندهندهی بیزاری او از خویش در برابر حقیقت معشوق.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی