کردیم قبول و من زرد میترسم
در خدمت تو ز چشم بد میترسم
از بیم زوال آفتاب عشقت
حقا که من از سایهٔ خود میترسم
این رباعی به قبول خدمت معشوق و ترس از زوال عشق میپردازد. مولانا میفرماید: «(خدمت تو را) قبول کردیم و من (با وجود شادی) میترسم،» «در خدمت تو از چشم بد میترسم.» «از بیم زوال آفتاب عشقت،» «به حق که من از سایهی خودم میترسم!» این رباعی، بیانگر اشتیاق به خدمت معشوق و ترس از هر چیزی که به عشق آسیب برساند، و نشاندهندهی این که حتی سایهی خود نیز میتواند مزاحم حضور عشق باشد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی