شادی کردم چو آن گهر شد جفتم
چون موج ز باد بود خود آشفتم
آشفته چو رعد سر دریا گفتم
چون ابر تهی بر لب دریا خفتم
این رباعی به شادی و آشفتگی عاشق در وصال و فنا در آن میپردازد. مولانا میفرماید: «شادی کردم چون آن گوهر (معشوق) با من جفت شد،» «چون موج از باد (عشق)، خود آشفته شدم.» «آشفته چون رعد، بر سر دریا گفتم،» «چون ابر تهی، بر لب دریا خوابیدم (فانی شدم).» این رباعی، بیانگر شادی بیکران عاشق در وصال و آشفتگی ناشی از شدت عشق، و نشاندهندهی فنای او در دریای عشق.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی