زاهد بودی ترانه گویت کردم
خاموش بدی فسانه گویت کردم
اندر عالم نه نام بودت نه نشان
ننشاندمت و نشانه گویت کردم
این رباعی به تغییر عاشق از سوی معشوق و شناساندن او به عالم میپردازد. مولانا میفرماید: «(تو) زاهد بودی، تو را ترانهگو کردم،» «خاموش بودی، تو را داستانسرا کردم.» «در عالم، نه نامی داشتی و نه نشانی،» «(من) تو را نشاندم و نشانهگویت کردم (مشهورت کردم).» این رباعی، بیانگر تأثیر متحولکنندهی معشوق بر عاشق که او را از حالت بینام و نشان به شاعری و داستانسرایی میرساند، و نشاندهندهی این که عاشق، وجود خود را از معشوق مییابد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی