روزت بستودم و نمیدانستم
شب با تو غنودم و نمیدانستم
ظن برده بدم به خود که من من بودم
من جمله تو بودم و نمیدانستم
این رباعی به فنای عاشق در معشوق و عدم آگاهی او از این حقیقت میپردازد. مولانا میفرماید: «روز تو را ستودم و نمیدانستم،» «شب با تو خوابیدم و نمیدانستم.» «گمان میکردم که من، من بودم،» «من تماماً تو بودم و نمیدانستم!» این رباعی، بیانگر حقیقت وحدت عاشق و معشوق که عاشق در غفلت از آن بود، و نشاندهندهی کشف این حقیقت پس از بیداری از خود.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی