دوش از سر مستی بخراشید رخم
آندم که زروش لاله میچید رخم
گفتم مخراشش که از آنروز که زاد
از قبلهٔ روی تو نگردید رخم
این رباعی به آزار عاشق از سوی معشوق و وفاداری او میپردازد. مولانا میفرماید: «دیشب از شدت مستی، روی من را خراشید،» «آن دم که (انگار) از رویش لاله میچید.» «گفتم: “مخراش! که از آن روز که (من) متولد شدم،» «روی من از قبلهی روی تو برنگشته است!”» این رباعی، بیانگر تحمل رنج از سوی معشوق و وفاداری بیقید و شرط عاشق، و نشاندهندهی تمرکز ابدی او بر روی معشوق.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی