حاشا که ز زخم تیر و خنجر ترسیم
وز بستن پای و رفتن سر ترسیم
ما گرم روان دوزخ آشامانیم
از گفت و مگوی خلق کمتر ترسیم
این رباعی به شجاعت و بیباکی عاشق در راه معشوق میپردازد. مولانا میفرماید: «هرگز! ما از زخم تیر و خنجر نمیترسیم،» «و از بستن پا و رفتن سر (اعدام) نمیترسیم.» «ما روانهای گرم و دوزخآشام (سختیکش) هستیم،» «از حرف و حدیث مردم کمتر میترسیم.» این رباعی، بیانگر شجاعت بینظیر عاشق در برابر تمام سختیها و خطرات، و نشاندهندهی بیاعتنایی او به قضاوتهای مردم در راه عشق.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی