تا زلف ترا به جان و دل بنده شدیم
چون زلف بس جمع و پراکنده شدیم
ارواح ترا سجدهکنان میگویند
چون پیش تو مردیم همه زنده شدیم
این رباعی به بندگی عاشق و فنا و بقای او در عشق میپردازد. مولانا میفرماید: «تا بندهی زلف تو (معشوق) با جان و دل شدیم،» «مانند زلف، هم جمع و هم پراکنده شدیم.» «ارواح، سجدهکنان تو را میگویند:» «”چون در پیش تو مردیم، همه زنده شدیم!”» این رباعی، بیانگر فنای عاشق در معشوق و تجربه بقا پس از فنا، و نشاندهندهی این که مرگ در راه عشق، عین زندگی است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی