تا جان دارم بندهٔ مرجان توام
دل جمع از آن زلف پریشان توام
ای نای بنال مست افغان توام
وی چنگ خمش مشو که مهمان توام
این رباعی به بندگی عاشق و درخواست او برای ادامه ناله و شور میپردازد. مولانا میفرماید: «تا جان دارم، بندهی مرجان (یار) توام،» «دلم از آن زلف پریشان تو جمع (آرام) است.» «ای نی! ناله کن، که مست افغان توام،» «و ای چنگ! خاموش مشو، که مهمان توام!» این رباعی، بیانگر بندگی عاشق و آرامش او در زلف پریشان معشوق، و نشاندهندهی تمنای او برای ادامه ناله و شور در راه عشق.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی