باغی که من از بهار او بشکفتم
بشکفت و نمود هرچه من میگفتم
با ساغر اقبال چو کرد او جفتم
سرمست شدم سر بنهادم خفتم
این رباعی به شکفتن عاشق در باغ عشق و سرمستی از وصال میپردازد. مولانا میفرماید: «باغی که من از بهار او (معشوق) شکفتم،» «شکفت و هر چه من میگفتم، نشان داد.» «چون مرا با ساغر اقبال (بخت خوش) جفت کرد،» «سرمست شدم، سر نهادم و خوابیدم (فانی شدم).» این رباعی، بیانگر رشد و شکوفایی عاشق در حضور معشوق، و نشاندهندهی اوج سرمستی و فنای او در وصال.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی