باز آمدم و برابرت بنشستم
احرام طواف گرد رویت بستم
هر پیمانی که بیتو با خود بستم
چون روی تو دیدم همه را بشکستم
این رباعی به بازگشت عاشق به معشوق و شکستن تمام پیمانها در برابر او میپردازد. مولانا میفرماید: «باز آمدم و در برابرت نشستم،» «احرام طواف گرد روی تو بستم (برای زیارت تو آماده شدم).» «هر پیمانی که بدون تو با خودم بستم،» «چون روی تو را دیدم، همه را شکستم!» این رباعی، بیانگر توبه و بازگشت عاشق به سوی معشوق حقیقی، و نشاندهندهی این که در حضور معشوق، تمام تعهدات دنیوی و غیرالهی بیاعتبار میشوند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی