از جوی خوشاب دوست آبی خوردم
خوش کردم و خوش خوردم و خوش آوردم
خود را بر جوش آسیابی کردم
تا آب حیات میرود میگردم
این رباعی به سیراب شدن از آب حیات عشق و تداوم حرکت در این راه میپردازد. مولانا میفرماید: «از جوی آب گوارای دوست، آبی خوردم،» «خوش بودم و خوش خوردم و خوش (با حال خوش) آوردم.» «خودم را بر جوش و خروش آسیاب کردم (در جنب و جوش قرار دادم)،» «تا آب حیات جاری است، من میگردم (در حرکت هستم).» این رباعی، بیانگر لذت و سرور حاصل از نوشیدن شراب عشق الهی، و نشاندهندهی تداوم سیر و سلوک عاشق در این راه تا زمانی که فیض الهی جاری است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی