جانی دارم لجوج و سرمست و فضول
وانگه یاری لطیف و بیصبر و ملول
از من سوی یار من رسولست خدای
وز یار بسوی من خدایست رسول
این رباعی به حال متناقض عاشق و معشوق و نقش خداوند در ارتباط آنها میپردازد. مولانا میفرماید: «جانی دارم لجباز و سرمست و فضول،» «و آنگاه یاری لطیف و بیصبر و خسته.» «از من به سوی یار من، خداوند رسول است،» «و از یار به سوی من، خداوند رسول است.» این رباعی، بیانگر وضعیت پیچیدهی عاشق و معشوق و نقش خداوند به عنوان واسطه و رسول در این رابطه، و نشاندهندهی این که هر دو طرف از یک مبدأ فیض میگیرند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی