در مجلس سلطان بشکستم جامش
تا جنگ شود بشنوم آن دشنامش
والله که چنان فتادهام در دامش
کز پختهٔ او نمیشناسم خامش
این رباعی به مستی عاشق و آرزوی قهر معشوق میپردازد. مولانا میفرماید: «در مجلس سلطان (معشوق)، جامش را شکستم،» «تا جنگ شود و دشنام او را بشنوم.» «به خدا سوگند که چنان در دامش افتادهام،» «که از پختهی او، خامش را نمیشناسم (درک نمیکنم).» این رباعی، بیانگر جسارت عاشق در مستی و تمنای او برای قهر معشوق، و نشاندهندهی نهایت عشق که عاشق را چنان در خود فرو برده که تمایزی بین قهر و لطف معشوق نمیبیند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی