تبلیغات:

خرید از فروشگاه:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 363 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

غزل شماره 363 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 363 دیوان شمس مولانا

چنان کاین دل از آن دلدار مستست
ز خوف صاف ما آن یار مستست

خمارش نشکنم الا به خونم
از این شادی دل غمخوار مستست

شفق وارم به هر صبحی به خون در
که در هر صبح آن خون خوار مستست

مده پند و مبر خونم به گردن
که چشم دلبر کین دار مستست

چرا این خاک همچون طشت خون‌ست
که چشم ساقی اسرار مستست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 363 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۳۶۳ از دیوان شمس مولانا با مطلع “چنان کاین دل از آن دلدار مستست / ز خوف صاف ما آن یار مستست”. این غزل، بیانی از مستی متقابل میان عاشق (دل) و معشوق (دلدار یا یار) در عالم عشق الهی است. مولانا حیرت خود را از این حال بیان می‌کند که چگونه دل عاشق از دلدار مست است و دلدار نیز از صافی و بی‌ریایی عاشق مست می‌شود. غزل در ادامه به رابطهٔ درد عشق و درمان، فداکاری عاشق، و جلوه‌های مختلف معشوق که هر یک به نوعی موجب مستی و بی‌خودی می‌شوند، اشاره دارد. ردیف غزل “است” است که بر حقیقت و پایداری این حالات و اوصاف تأکید می‌کند.

مضامین اصلی غزل

  • مستی متقابل میان عاشق و معشوق الهی.
  • مستی دل عاشق از دلدار.
  • مستی دلدار (حق) از صافی و بی‌ریایی عاشق.
  • درد عشق به عنوان تنها درمان.
  • فنا و نثار خون در راه معشوق.
  • شادی و مستی دل غمخوار در پرتو عشق.
  • رنگین شدن عاشق به خون در هر صبح به دلیل مستی خون‌خوار معشوق.
  • بی‌اثر بودن پند و لزوم پذیرش مستی چشم معشوق.
  • تشبیه خاک عالم به طشت خون و ارتباط آن با مستی ساقی اسرار (حق).

شرح و تفسیر ابیات

غزل با بیان مستی متقابل آغاز می‌شود: چنان کاین دل از آن دلدار مستست / ز خوف صاف ما آن یار مستست. چنان است که این دل من (عاشق) از آن دلدار (معشوق الهی) مست و بی‌خود است. و (عجیب‌تر اینکه) آن یار حقیقی (حق تعالی) نیز از خوف و هیبت صافی و بی‌ریایی ما (عاشقان راستین) مست و مبهوت است. این بیت، بیانگر مستی متقابل در عالم عشق الهی است که نه تنها عاشق از معشوق، بلکه معشوق نیز به گونه‌ای از اوصاف عاشق متجلی در خود او (مانند صافی) مست می‌شود.

به درد عشق و درمان اشاره می‌کند: خمارش نشکنم الا به خونم / از این شادی دل غمخوار مستست. خمار این مستی را (حالت پس از مستی، یا نیاز به ادامهٔ مستی) جز با نثار خونم (فداکاری کامل، فنا شدن در راه معشوق) نمی‌شکنم. دل غمخوار من (دلی که در راه عشق رنج می‌برد) از این شادی (مستی و بی‌خودی در راه معشوق) مست است. درد عشق و فداکاری، خود مایهٔ شادی و ادامهٔ مستی است.

به رنگین شدن عاشق به خون اشاره دارد: شفق وارم به هر صبحی به خون در / که در هر صبح آن خون خوار مستست. مانند شفق در هر صبح، من نیز به خون (اشاره به خون دل، یا رنگ سرخ شهادت) درآمده‌ام. زیرا در هر صبح، آن خون‌خوار حقیقی (معشوق که هستی عاشق را در راه خود می‌طلبد و فنا می‌کند) مست است. تجلی معشوق در هر صبح، موجب فانی شدن و رنگین شدن عاشق به خون عشق می‌شود.

به بی‌اثر بودن پند و لزوم پذیرش مستی چشم معشوق اشاره می‌کند: مده پند و مبر خونم به گردن / که چشم دلبر کین دار مستست. (ای ناصح)، به من پند و اندرز مده و خون مرا به گردن خود مگیر (مرا از این راه منع مکن که زیان می‌بینی). چرا که چشم دلبر من (جلوهٔ معشوق) که کینه‌دار (گویی در ظاهر با عاشق ناسازگار است) است، مست و فریبنده است. مستی چشم معشوق، راه را بر هر پند و اندرز می‌بندد.

به ارتباط خاک عالم با مستی ساقی اسرار اشاره دارد: چرا این خاک همچون طشت خون‌ست / که چشم ساقی اسرار مستست. چرا این خاک (عالم دنیا) مانند طشت خون شده است (رنگین از خون دل عاشقان است)؟ به این دلیل که چشم ساقی اسرار (حق تعالی که ساقی بادهٔ معرفت و صاحب اسرار است) مست است (جلوه‌گر است و موجب فنای عاشقان می‌شود). عالم، جلوه‌گاه مستی و فنای عاشقان در پرتو ساقی ازل است.

در برخی نسخه‌ها ابیات دیگری نیز در این غزل آمده است که عموماً بر همین مضامین مستی، درد عشق، و جلوه‌های معشوق الهی تأکید دارند.

نتیجه‌گیری

غزل ۳۶۳ مولانا، غزلی پرشور و حال است که به بیان مستی متقابل در عالم عشق الهی، یعنی مستی دل عاشق از دلدار و مستی دلدار از صافی عاشق می‌پردازد. مولانا درد عشق و فداکاری را تنها درمان و مایهٔ شادی دل غمخوار می‌داند و با اشاره به رنگین شدن عاشق به خون شفق‌گون در هر صبح، به تأثیر مستی خون‌خوار معشوق در فنای عاشق اشاره می‌کند. غزل با بیان بی‌اثر بودن پند در برابر مستی چشم دلبر و ارتباط رنگ خونین عالم خاک با مستی ساقی اسرار، به جلوه‌گری حق و فنای عاشقان در این عالم اشاره دارد. این غزل، بیانی زیبا و عمیق از حالات عاشقانه، مستی عرفانی و رابطهٔ فنا و بقا در راه معشوق الهی است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا