تبلیغات:

خرید از فروشگاه:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3221

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3221

دیوان شمس مولانا غزل شماره 3221

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۳۲۲۱

الا حریم لیلی، علیکم سلامی
ادرتم علینا صفیةالمدام

فذا ربیع وصل و نوبة التلاقی
و نعمة احاطت جمیعة الانام

تداولوا کوسا واسکروا رؤسا
کذا بکون خقا ولیمة الکرام

فوصلکم مدید صلوا بلا انقطاع
و نزلکم مزید کلوا بلا غرام

فلا یهیم قلبی بظلمة اللیالی
ولا تعام عینی علت عن‌المنام

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۳۲۲۱ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، ستایشی شورانگیز از معشوق (که در اینجا با نام لیلی آمده) و فضای وصال و فیض الهی است. مولانا در این غزل، سلام و درود به حریم معشوق می‌فرستد و باده‌ی زلال عشق را مایه ربیع وصل و نعمت فراگیر برای همگان می‌داند. او دعوت به نوشیدن پیوسته‌ی این باده می‌کند و بر دوری قلب و چشم از ظلمات و غفلت در پرتو این وصال تأکید می‌ورزد.

سلام بر حریم لیلی و باده‌ی زلال (بیت ۱ و ۲)

غزل با سلام به حریم معشوق و اشاره به باده‌ی زلال آغاز می‌شود: “الا حریم لیلی، علیکم سلامی / ادرتم علینا صفیةالمدام” آگاه باشید! ای حریم (مقام) لیلی (معشوق)! سلام من بر شما باد. (شما) باده‌ی ناب و زلال (صفیة المدام) را بر ما گرداندید (نوشاندید).

“فذا ربیع وصل و نوبة التلاقی / و نعمة احاطت جمیعة الانام” پس این (زمانه)، بهار وصال و نوبت ملاقات‌هاست، و نعمتی است که تمام خلایق (جمیعة الانام) را در بر گرفته است.

گردش جام‌ها و ولیمه‌ی کرامت (بیت ۳ و ۴)

مولانا به نوشیدن پیوسته‌ی باده و ولیمه‌ی بزرگان اشاره می‌کند: “تداولوا کوسا واسکروا رؤسا / کذا بکون خقا ولیمة الکرام” جام‌ها را دست به دست کنید و سرها را مست سازید، چنین است که ولیمه‌ی (ضیافت) بزرگان (کرام) حقاً (خقاً) برپا می‌شود.

“فوصلکم مدید صلوا بلا انقطاع / و نزلکم مزید کلوا بلا غرام” پس وصال شما (به معشوق) پیوسته و طولانی است، پس بی‌وقفه (در این وصل) نماز گزارید (و پیوسته باشید)، و روزی شما فزون است، پس بدون حرص و ولع (غرام) بخورید. (اشاره به فراوانی نعمت‌های معنوی).

رهایی از ظلمات و بی‌خوابی عشق (بیت ۵)

مولانا به اثرات عشق در رهایی از غفلت و بیداری باطنی اشاره می‌کند: “فلا یهیم قلبی بظلمة اللیالی / ولا تعام عینی علت عن‌المنام” پس نه قلبم در تاریکی شب‌ها سرگردان می‌شود، و نه چشمانم کور و بی‌بصیرت می‌گردد، (چرا که) از خواب (غفلت) رها شده است (عَلَت عن المنام، یعنی بالاتر رفت و از خواب بیدار شد).


این غزل با زبانی شاد و پر انرژی، به دعوت به سوی عشق و بهره‌مندی از فیوضات آن می‌پردازد و فضای یک بزم روحانی را به تصویر می‌کشد که در آن، وصال معشوق مایه‌ی حیات، روشنی و رهایی از تمام غم‌ها و غفلت‌هاست.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا