طارت حیلی و زال حیلی
اصبحت مکابدا لویلی
قد اظلم بالجوی نهاری
کیف اخبرکم انا بلیلی
ما املاء عصتی و وجدی
ما افرع من رضاک کیلی
این غزل مولانا، بیانگر شدت بیقراری، فنا و سرگشتگی عاشق در مسیر عشق الهی است که به زبان عربی سروده شده است. مولانا در این غزل، از ناتوانی و ضعف خود در برابر شور عشق سخن میگوید و به تاریکی روزگارش از غم عشق اشاره میکند. او ناتوانی خود را در بیان عمق وجودیاش در این حالت مطرح میکند و نشان میدهد که رضایت معشوق برای او از هر پیمانهای فراتر است.
غزل با بیان ضعف و بیحالی عاشق آغاز میشود: “طارت حیلی و زال حیلی / اصبحت مکابدا لویلی” توان و نیروی من از بین رفت و قدرت من زائل شد، و من در حال مبارزه با (یا تحمل) وای و مصیبت خود هستم. (اشاره به شدت بیقراری و درد عشق).
“قد اظلم بالجوی نهاری / کیف اخبرکم انا بلیلی” روزگار من (نهاری) با عشق سوزان (جوی) تاریک شد، چگونه من شما را از شبم (حالت درونی و پنهانم) باخبر کنم؟ (اشاره به عمق درد و ناتوانی در بیان آن).
مولانا به بیکرانگی عطش خود و رضایت بینهایتش از معشوق اشاره میکند: “ما املاء عصتی و وجدی / ما افرع من رضاک کیلی” عطش (یا گرسنگی) من و وجد و شور درونیام (با چیزی) پر نمیشود، (زیرا) هیچ چیز نمیتواند (یا نمیتوانم) از رضایت تو (ای معشوق)، پیمانهام را (کِیلَم را) پر کند. (یعنی رضایت معشوق بیحد و مرز است و مرا کاملاً سیراب میکند و خواست من از رضای تو هرگز تمام نمیشود).
این غزل کوتاه اما پرمعنا، اوج ناتوانی و تسلیم عاشق در برابر قدرت عشق الهی را نشان میدهد. مولانا در اینجا به تجربه “فنا” اشاره میکند، جایی که انسان از خود بیخبر میشود و در دریای عشق غرق میگردد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا