پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
که موج موج عسل بین به چشم خلق غزل
به روزه دار نیاید ز آب جز بانگی
ولیک عاقبت آن بانگ هم رسد به عمل
سماع شرفه آبست و تشنگان در رقص
حیات یابی از این بانگ آب اقل اقل
بگوید آب ز من رستهای به من آیی
به آخر آن جا آیی که بودهای اول
به جان و سر که از این آب بر سر ار ریزد
هزار طره بروید ز مشک بر سر کل
شراب خوار که نامیخت با شراب این آب
کشد خمار پیاپی تو باش لاتعجل
این غزل مولانا، دعوتی به درک حیات معنوی و بازگشت به اصل خویش، از طریق “آب” و “بحر عسل” (نمادهای فیض الهی و عشق) است. مولانا بیان میکند که این آب (عشق الهی) در ابتدا فقط بانگی برای روزهدار (سالک ریاضتکش) است، اما در نهایت به عمل و حقیقت میرسد. او بر این باور است که این آب، حیاتبخش است و انسان را به سرچشمه اولیه خود بازمیگرداند. غزل با نکوهش کسانی که با این آب (عشق) آشنا نشدهاند و دعوت به شکیبایی در مسیر طلب به پایان میرسد.
غزل با تصویری لطیف از عالم معنا آغاز میشود: “پیام کرد مرا بامداد بحر عسل / که موج موج عسل بین به چشم خلق غزل“. صبحگاهان، دریای عسل (نمادی از عشق و لطف الهی) به من پیامی داد. (گفت:) موج موج عسل را با چشمی بنگر که غزلها میآفریند (با چشمی عاشقانه و ذوقی).
“به روزه دار نیاید ز آب جز بانگی / ولیک عاقبت آن بانگ هم رسد به عمل“. برای روزهدار (سالکی که در ریاضت و تشنگی است)، از آب (فیض الهی) چیزی جز بانگی (ندایی یا اشارهای) نمیآید. اما در نهایت، همان بانگ نیز به عمل و تحقق میرسد. (یعنی وعده الهی برای سالکان محقق میشود).
مولانا به تأثیر آب (فیض) اشاره میکند: “سماع شرفه آبست و تشنگان در رقص / حیات یابی از این بانگ آب اقل اقل“. سماع (رقص سماع) شرافت و فضیلت آب است و تشنگان (عاشقان) در آن رقصانند. تو اندکاندک (اقل اقل) از این بانگ آب (ندای فیض الهی) حیات مییابی.
“بگوید آب ز من رستهای به من آیی / به آخر آن جا آیی که بودهای اول“. آب (سرچشمه حیات) میگوید: “تو از من پدید آمدهای، پس به سوی من بازخواهی گشت. در نهایت به آن جایی بازمیگردی که در ابتدا بودهای.” (اشاره به بازگشت روح به اصل خود و اتحاد با مبدأ).
مولانا به برکات این آب اشاره میکند: “به جان و سر که از این آب بر سر ار ریزد / هزار طره بروید ز مشک بر سر کل“. قسم به جان و سر (تأکید): اگر از این آب (فیض الهی) بر سر کسی ریخته شود، هزاران طره (زلف و موی زیبا و خوشبو) از مشک (خوشبو) بر سر شخص کچل (کل، نماد نقص) خواهد رویید. (اشاره به کمال و زیبایی که از فیض الهی نصیب انسان میشود).
“شراب خوار که نامیخت با شراب این آب / کشد خمار پیاپی تو باش لاتعجل“. شرابخواری که این آب (فیض الهی و عشق حقیقی) را با شراب (عشق مجازی یا لذتهای دنیوی) قاطی نکرد و به آن نرسید، پیاپی خمار خواهد کشید (پیاپی در رنج و تشنگی خواهد بود). تو شتاب نکن (لاتعجل) و صبر داشته باش.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا