تبلیغات:

خرید از فروشگاه:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1346

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1346

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1346

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۳۴۶

رفت عمرم در سر سودای دل
وز غم دل نیستم پروای دل

دل به قصد جان من برخاسته
من نشسته تا چه باشد رای دل

دل ز حلقه دین گریزد زانک هست
حلقه زلفین خوبان جای دل

گرد او گردم که دل را گرد کرد
کو رسد فریادم از غوغای دل

خواب شب بر چشم خود کردم حرام
تا ببینم صبحدم سیمای دل

قد من همچون کمان شد از رکوع
تا ببینم قامت و بالای دل

آن جهان یک تابش از خورشید دل
وین جهان یک قطره از دریای دل

لب ببند ایرا به گردون می‌رسد
بی‌زبان هیهای دل هیهای دل

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۳۴۶ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، توصیفی از سیطره مطلق “دل” (یا عشق) بر وجود عاشق است. مولانا بیان می‌کند که تمام عمرش در سودای دل گذشته و از غم آن هیچ پروایی ندارد. او دل را قدرتمندتر از خود می‌داند و آن را فراتر از قید و بند دین و قوانین ظاهری قرار می‌دهد. غزل با نشان دادن تلاش بی‌وقفه عاشق برای رسیدن به دل و دیدن جمالش، به عظمت بی‌کران دل اشاره می‌کند که حتی عرش و جهان نیز در برابرش ناچیزند.

فدای دل و بی‌قراری عاشق (بیت ۱ و ۲)

غزل با بیان تسلیم عاشق به دل آغاز می‌شود: “رفت عمرم در سر سودای دل / وز غم دل نیستم پروای دل“. عمر من تماماً در سودای دل (در عشق و اشتیاق به دل یا معشوق) گذشت. و (اکنون) از غم دل هیچ پروایی ندارم (بی‌باک و بی‌خیالم).

“دل به قصد جان من برخاسته / من نشسته تا چه باشد رای دل“. دل به قصد (گرفتن) جان من برخاسته است (قصد فنای من را دارد). و من آرام نشسته‌ام تا ببینم نظر و اراده دل چه خواهد بود. (کنایه از تسلیم مطلق به خواست دل یا معشوق).

گریز دل از دین و جایگاه حقیقی آن (بیت ۳ و ۴)

مولانا به ماهیت رها و بی‌قید دل اشاره می‌کند: “دل ز حلقه دین گریزد زانک هست / حلقه زلفین خوبان جای دل“. دل از حلقه دین (قید و بندهای ظاهری و شریعت) می‌گریزد، زیرا جایگاه حقیقی دل، حلقه زلف‌های زیبارویان (عشق ورزیدن به زیبایی مطلق) است. (اشاره به برتری عشق بر قوانین خشک ظاهری).

“گرد او گردم که دل را گرد کرد / کو رسد فریادم از غوغای دل“. گرد او (دل/معشوق) می‌گردم، کسی که دل را از جا برده و پریشان کرده است. چه کسی فریاد مرا از این غوغای دل (شور و هیجان دل) خواهد شنید و به فریادم خواهد رسید؟

طلب سیمای دل و قامت آن (بیت ۵ و ۶)

مولانا به تلاش عاشق برای دیدار دل اشاره می‌کند: “خواب شب بر چشم خود کردم حرام / تا ببینم صبحدم سیمای دل“. خواب شب را بر چشم خود حرام کردم، تا صبح‌دم چهره دل (حقیقت دل یا جمال معشوق) را ببینم.

“قد من همچون کمان شد از رکوع / تا ببینم قامت و بالای دل“. قد من از بس رکوع (خم شدن در برابر معشوق یا عبادت)، مانند کمان شد. (این همه برای آن است) تا قامت و بلندی دل (عظمت و مقام دل) را ببینم.

عظمت دل و ناتوانی در وصف (بیت ۷ و ۸)

مولانا به بی‌کرانگی دل اشاره می‌کند: “آن جهان یک تابش از خورشید دل / وین جهان یک قطره از دریای دل“. آن جهان (آخرت یا عالم معنا)، تنها یک پرتو از خورشید دل است. و این جهان (دنیای مادی)، تنها یک قطره از دریای بی‌کران دل است.

“لب ببند ایرا به گردون می‌رسد / بی‌زبان هیهای دل هیهای دل“. لب را ببند و ساکت شو، زیرا صدای “هیهای دل” (فریاد و شور دل)، بی‌آنکه زبانی داشته باشد، به آسمان‌ها می‌رسد. (اشاره به ناله و فریاد درونی دل که از هر کلامی رساتر است و عالم را پر می‌کند).

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا