درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر
نه رنج اره کشیدی نه زخمههای تبر
ور آفتاب نرفتی به پر و پا همه شب
جهان چگونه منور شدی بگاه سحر
ور آب تلخ نرفتی ز بحر سوی افق
کجا حیات گلستان شدی به سیل و مطر
چو قطره از وطن خویش رفت و بازآمد
مصادف صدف او گشت و شد یکی گوهر
نه یوسفی به سفر رفت از پدر گریان
نه در سفر به سعادت رسید و ملک و ظفر
نه مصطفی به سفر رفت جانب یثرب
بیافت سلطنت و گشت شاه صد کشور
وگر تو پای نداری سفر گزین در خویش
چو کان لعل پذیرا شو از شعاع اثر
ز خویشتن سفری کن به خویش ای خواجه
که از چنین سفری گشت خاک معدن زر
ز تلخی و ترشی رو به سوی شیرینی
چنانک رست ز تلخی هزار گونه ثمر
ز شمس مفخر تبریز جوی شیرینی
از آنک هر ثمر از نور شمس یابد فر
این غزل مولانا، با زبانی ساده و تمثیلی، به اهمیت “حرکت”، “سفر” و “تحول” در رسیدن به کمال و شکوفایی میپردازد. مولانا با مثالهایی از طبیعت و داستانهای انبیا، به لزوم سفر درونی و بیرونی برای رهایی از کاستیها و رسیدن به شیرینی وجودی اشاره میکند.
“درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر / نه رنج اره کشیدی نه زخمههای تبر”:
“ور آفتاب نرفتی به پر و پا همه شب / جهان چگونه منور شدی بگاه سحر”:
“ور آب تلخ نرفتی ز بحر سوی افق / کجا حیات گلستان شدی به سیل و مطر”:
“چو قطره از وطن خویش رفت و بازآمد / مصادف صدف او گشت و شد یکی گوهر”:
“نه یوسفی به سفر رفت از پدر گریان / نه در سفر به سعادت رسید و ملک و ظفر”:
“نه مصطفی به سفر رفت جانب یثرب / بیافت سلطنت و گشت شاه صد کشور”:
“وگر تو پای نداری سفر گزین در خویش / چو کان لعل پذیرا شو از شعاع اثر”:
“ز خویشتن سفری کن به خویش ای خواجه / که از چنین سفری گشت خاک معدن زر”:
“ز تلخی و ترشی رو به سوی شیرینی / چنانک رست ز تلخی هزار گونه ثمر”:
“ز شمس مفخر تبریز جوی شیرینی / از آنک هر ثمر از نور شمس یابد فر”:
غزل ۱۱۴۲ مولانا، بیانی شیوا از “فلسفهی حرکت و سفر” در عالم هستی و سیر و سلوک عرفانی است. مولانا با بهرهگیری از مثالهای گوناگون از طبیعت (درخت، آفتاب، آب، قطره) و داستانهای قرآنی (یوسف، پیامبر اسلام)، نشان میدهد که تحول و حرکت (چه ظاهری و چه باطنی)، لازمهی رسیدن به کمال، نوربخشی، حیاتبخشی و ارزشمندی است. او بهویژه بر “سفر درونی” یا سیر انفسی تأکید میکند که میتواند وجود خاکی انسان را به معدن زر تبدیل کند و از تلخیها به شیرینیها برساند. در نهایت، مولانا شمس تبریزی را منبع این شیرینی و کمال معنوی معرفی میکند و از او نور و فیض میطلبد. این غزل به خوبی دیدگاه مولانا دربارهی پویایی و لزوم تحول درونی برای رسیدن به مراتب بالای وجودی را نشان میدهد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا