حافظ غزل شماره 234
مطالب پیشنهادی از سراسر وب:
مطالب پیشنهادی![]()
حافظ غزل شماره 234

چو آفتاب مِی از مشرقِ پیاله برآید
ز باغِ عارِضِ ساقی هزار لاله برآید
نسیم در سرِ گُل بشکند کُلالهٔ سنبل
چو از میانِ چمن بویِ آن کُلاله برآید
حکایتِ شبِ هجران نه آن حکایتِ حالیست
که شَمِّهای ز بَیانش به صد رساله برآید
ز گِردِ خوانِ نگونِ فلک طمع نتوان داشت
که بی مَلالتِ صد غُصه، یک نَواله برآید
به سعیِ خود نتوان بُرد پِی به گوهرِ مقصود
خیال باشد کاین کار بی حواله برآید
گرت چو نوحِ نبی صبر هست در غمِ طوفان
بلا بگردد و کامِ هزارساله برآید
نسیمِ زلفِ تو چون بگذرد به تربتِ حافظ
ز خاکِ کالبدش صد هزار لاله برآید
توضیح . معنی . تفسیر
تفسیر غزل شماره 234 حافظ: چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
غزل شماره 234 حافظ یکی از غزلهای زیبا و پر از نمادهای شاعرانه اوست که به موضوع عشق، طبیعت و لذتجویی میپردازد. حافظ در این غزل، با زبانی لطیف و شیوا، به توصیف زیبایی طبیعت و لذت بردن از زندگی میپردازد.
معنی بیت به بیت:
- چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید: هنگامی که آفتاب شراب از مشرق پیاله طلوع کند (یعنی وقتی شراب را سر بکشیم)،
- ز باغ عارض ساقی هزار لاله برآید: از باغ رخسار ساقی هزاران لاله (نشانه زیبایی) شکوفا میشود.
- نسیم در سر گل بشکند کلاله سنبل: نسیم بر سر گل کلاله سنبل را میشکند (یعنی زیبایی طبیعت به اوج خود میرسد).
- چو از میان چمن بوی آن کلاله برآید: هنگامی که بوی آن کلاله از میان چمن به مشام برسد.
- حکایت شب هجران نه آن حکایت حالیست: داستان شب هجران و دوری از معشوق، آنقدرها هم بد نیست،
- که شمهای ز بیانش به صد رساله برآید: زیرا اندکی از بیان آن در صد رساله جای میگیرد (یعنی عشق و دوری از آن، موضوعی است که بسیار در مورد آن میتوان سخن گفت).
- ز گرد خوان نگون فلک طمع نتوان داشت: از چرخ گردون بخت بد نباید انتظار خوبی داشت،
- که بی ملالت صد غصه یک نواله برآید: زیرا بدون اندوه، یک نعمت کوچک هم نمیتوان یافت.
- به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود: با تلاش خود نمیتوان به گوهر مقصود رسید،
- خیال باشد کاین کار بی حواله برآید: تصور میشود که این کار بدون اراده الهی ممکن نیست.
- گرت چو نوح نبی صبر هست در غم طوفان بلا: اگر مانند نوح صبر در برابر بلا داشته باشی،
- بگردد و کام هزارساله برآید: بلا برطرف میشود و آرزوی دیرینهات برآورده میشود.
- نسیم زلف تو چون بگذرد به تربت حافظ: هنگامی که نسیم زلف تو بر مزار حافظ بوزد،
- ز خاک کالبدش صد هزار لاله برآید: از خاک بدن او هزاران لاله (نشانه زیبایی و عشق) شکوفا میشود.
تفسیر کلی غزل:
حافظ در این غزل، به توصیف زیبایی طبیعت، لذت بردن از زندگی، و عشق میپردازد. او از شراب به عنوان نمادی از لذت و زندگی استفاده میکند و به زیبایی رخسار ساقی اشاره میکند. همچنین، به موضوع صبر و استقامت در برابر سختیها و اهمیت اراده الهی در رسیدن به اهداف اشاره میکند.
مفاهیم کلیدی:
- عشق و زیبایی: عشق به طبیعت، زیبایی و معشوق
- لذتجویی: لذت بردن از زندگی و نعمتهای الهی
- صبر و استقامت: صبر در برابر سختیها و تلاش برای رسیدن به اهداف
- اراده الهی: اهمیت اراده خداوند در رسیدن به مقصود
تعبیر در فال:
اگر این غزل در فال حافظ بیاید، معمولاً به معنای رسیدن به آرامش و لذت، بهبود شرایط زندگی، و برآورده شدن آرزوها است. همچنین میتواند به معنای اهمیت صبر و استقامت در برابر مشکلات باشد.
کاربردهای این غزل:
- ادبیات و شعر: این غزل یکی از زیباترین غزلهای حافظ است و به عنوان یک اثر ادبی ارزشمند شناخته میشود.
- زندگی روزمره: این غزل به ما یادآوری میکند که از زیباییهای زندگی لذت ببریم و در برابر سختیها صبور باشیم.
- روانشناسی: این غزل به ما کمک میکند تا به آرامش درونی برسیم و از زندگی لذت ببریم.
مطالب پیشنهادی از سراسر وب: