خدا را کم نشین با خرقه پوشان
رخ از رندان بیسامان مپوشان
در این خرقه بسی آلودگی هست
خوشا وقت قبای می فروشان
در این صوفیوشان دردی ندیدم
که صافی باد عیش دردنوشان
تو نازکطبعی و طاقت نیاری
گرانیهای مشتی دلقپوشان
چو مستم کردهای مستور منشین
چو نوشم دادهای زهرم منوشان
بیا وز غَبْن این سالوسیان بین
صراحی خوندل و بربط خروشان
ز دلگرمی حافظ بر حذر باش
که دارد سینهای چون دیگ جوشان
غزل شماره 386 حافظ یکی از غزلهای انتقادی و اجتماعی حافظ است که در آن به نقد برخی رفتارهای ظاهری و ریاکاری در میان برخی افراد مذهبی میپردازد. حافظ در این غزل، با زبانی طنزآمیز و کنایهآمیز، به جایگاه واقعی انسان و ارزشهای حقیقی زندگی اشاره میکند.
حافظ در این غزل، به جایگاه واقعی انسان و ارزشهای حقیقی زندگی اشاره میکند. او به نقد برخی رفتارهای ظاهری و ریاکاری در میان برخی افراد مذهبی میپردازد و میگوید که انسان باید به جای توجه به ظاهر و لباس، به درون خود و اخلاق خود توجه کند. حافظ همچنین به لذت بردن از زندگی و ارزشهای ساده آن تاکید میکند.