قسم به حشمت و جاه و جلالِ شاه شجاع
که نیست با کَسَم از بهرِ مال و جاه نزاع
شرابِ خانگیم بس مِیِ مُغانِه بیار
حریفِ باده رسید ای رفیقِ توبه وِداع
خدای را به مِیام شست و شویِ خِرقه کنید
که من نمیشِنَوَم بویِ خیرِ از این اوضاع
ببین که رقص کُنان میرود به نالهٔ چنگ
کسی که رُخصه نفرمودی اِسْتِماعِ سَماع
به عاشقان نظری کن به شُکرِ این نعمت
که من غلامِ مطیعم، تو پادشاهِ مُطاع
به فیضِ جرعهٔ جامِ تو تشنهایم، ولی
نمیکنیم دلیری نمیدهیم صُداع
جبین و چهرهٔ حافظ خدا جدا مَکُناد
ز خاکِ بارگه کبریایِ شاه شجاع
غزل 292 حافظ، یکی از غزلهای مشهور و پرطرفدار این شاعر بزرگ است. این غزل با بیت آغازین “قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع” آغاز میشود و حال و هوایی صریح و بیپیرایه دارد. حافظ در این غزل، به صراحت از لذتهای دنیوی و بیخیالی سخن میگوید و زهد و ریاضت را به باد تمسخر میگیرد.
غزل 292 حافظ، تصویری روشن از شخصیت بیباک و لذتجوی شاعر را به نمایش میگذارد. او در این غزل، به صراحت از لذتهای دنیوی سخن میگوید و به ظواهر دینی و دنیاطلبی انتقاد میکند. این غزل، یکی از نمونههای بارز از شاعری است که از قید و بندهای اجتماعی و دینی رها شده و به دنبال لذت بردن از زندگی است.