ای همه شکلِ تو مَطبوع و همه جایِ تو خوش
دلم از عشوهٔ شیرینِ شِکرخایِ تو خوش
همچو گلبرگِ طَری هست وجودِ تو لطیف
همچو سروِ چمنِ خُلد سراپای تو خوش
شیوه و نازِ تو شیرین، خط و خالِ تو مَلیح
چشم و ابرویِ تو زیبا، قد و بالایِ تو خوش
هم گلستانِ خیالم ز تو پُر نقش و نگار
هم مَشامِ دلم از زلفِ سَمَن سایِ تو خوش
در رَهِ عشق که از سیلِ بلا نیست گذار
کردهام خاطرِ خود را به تمنایِ تو خوش
شُکرِ چشمِ تو چه گویم؟ که بِدان بیماری
میکُنَد دَردِ مرا از رخِ زیبایِ تو خوش
در بیابانِ طلب گرچه ز هر سو خطریست
میرود حافظِ بیدل به تَوَلّایِ تو خوش
یک غزل عاشقانه سرشار از ستایش زیبایی معشوق
این غزل زیبا از حافظ، تماماً به ستایش زیبایی معشوق و ویژگیهای دلنشین او پرداخته است. شاعر در این غزل، با زبانی شیوا و تصاویری دلنشین، عشق و علاقهی خود را به معشوق بیان میکند.
در این غزل، حافظ با زبانی شاعرانه و تصاویری زیبا، به توصیف زیباییهای معشوق پرداخته است. او با استفاده از تشبیهات بدیع، زیباییهای ظاهری و باطنی معشوق را به تصویر کشیده است. این غزل، یک سرودهی عاشقانهی تمامعیار است که احساسات عمیق شاعر را نسبت به معشوق نشان میدهد.
اگر این غزل به عنوان فال انتخاب شود، میتواند نشانهای از زیبایی، لطافت و جذابیت باشد. همچنین، میتواند نشاندهندهی یک عشق زیبا و پایدار باشد.
در کل، این غزل، یک غزل عاشقانه و دلنشین است که به ما یادآوری میکند که زیبایی و عشق، دو نعمت بزرگ الهی هستند.
برخی مفسران معتقدند که این غزل علاوه بر عشق زمینی، به عشق الهی نیز اشاره دارد. آنها معتقدند که معشوق در این غزل، نمادی از خداوند یا محبوب حقیقی است.