ساقی حدیثِ سرو و گل و لاله میرود
وین بحث با ثَلاثهٔ غَسّاله میرود
مِی ده که نوعروسِ چمن حَدِّ حُسن یافت
کار این زمان ز صنعتِ دَلّاله میرود
شِکَّرشِکن شَوَند همه طوطیانِ هند
زین قندِ پارسی که به بَنگاله میرود
طِیِّ مکان ببین و زمان در سلوکِ شعر
کاین طفل یک شبه رَهِ یک ساله میرود
آن چشمِ جادوانهٔ عابدفریب بین
کش کاروانِ سِحْر ز دنباله میرود
از رَه مَرو به عشوهٔ دنیا که این عجوز
مکّاره مینشیند و مُحتاله میرود
بادِ بهار میوزد از گُلْسِتانِ شاه
وز ژاله باده در قدحِ لاله میرود
حافظ ز شوقِ مجلس سلطان غیاثِ دین
غافل مشو که کارِ تو از ناله میرود
غزل شماره 225 حافظ یکی از غزلهای مشهور اوست که به زیبایی به توصیف یک مجلس بزم و شادی پرداخته است. حافظ در این غزل، با زبانی لطیف و شاعرانه، به توصیف زیبایی طبیعت، لذت بردن از زندگی و اهمیت دوست داشتن پرداخت است.
حافظ در این غزل، به توصیف یک مجلس بزم و شادی میپردازد. او از زیبایی طبیعت، سرو و گل و لاله میگوید و از ساقی میخواهد که داستان این زیباییها را بگوید. شاعر خود را مست از عشق توصیف میکند و به زاهد انتقاد میکند که در گوشه خلوت نشسته و از لذت زندگی بیخبر است. حافظ در این غزل، به اهمیت لذت بردن از زندگی، دوست داشتن و زیباییهای طبیعت اشاره میکند.
اگر این غزل در فال حافظ بیاید، معمولاً به معنای فرصتهای خوب، خوشحالی، موفقیت در عشق و زندگی اجتماعی است. همچنین میتواند به معنای نیاز به لذت بردن از زندگی و رهایی از افکار منفی باشد.