دانی که چنگ و عود چه تَقریر میکنند؟
پنهان خورید باده که تَعزیر میکنند
ناموسِ عشق و رونقِ عُشّاق میبَرند
عیبِ جوان و سرزنشِ پیر میکنند
جز قلبِ تیره هیچ نشد حاصل و هنوز
باطل در این خیال که اِکسیر میکنند
گویند رمزِ عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتیست که تَقریر میکنند
ما از برونِ در شده مغرورِ صد فریب
تا خود درونِ پرده چه تدبیر میکنند
تشویشِ وقتِ پیرِ مغان میدهند باز
این سالِکان نگر که چه با پیر میکنند
صد مُلکِ دل به نیم نظر میتوان خرید
خوبان در این معامله تقصیر میکنند
قومی به جِدّ و جهد نهادند وصلِ دوست
قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
فِیالجُمله اعتماد مکُن بر ثباتِ دهر
کـاین کارخانهایست که تغییر میکنند
مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
غزل شماره 200 حافظ یکی از غزلهای مشهور و پررمز و راز دیوان اوست. این غزل به زیبایی به موضوع عشق، موسیقی و رموز عالم هستی میپردازد. حافظ در این غزل، با زبانی لطیف و عرفانی، به بیان احساسات درونی و رموز عالم هستی میپردازد.
حافظ در این غزل، به موسیقی به عنوان زبان عشق و بیانگر احساسات درونی نگاه میکند. او میگوید که سازهای موسیقی، به ویژه چنگ و عود، از عشق او به معشوق ناله میکنند. شاعر با زبان عرفانی، به رموز عشق و عالم هستی اشاره میکند و میگوید که همه چیز به عشق بازمیگردد.
اگر این غزل در فال حافظ بیاید، معمولاً به معنای رسیدن به آرامش و سکون درونی است. همچنین میتواند به معنای اهمیت توجه به احساسات درونی و بیان آنها باشد.
در کل، غزل شماره 200 حافظ، یک اثر هنری بینظیر است که به زیبایی تمام، به موضوع عشق، موسیقی و عرفان میپردازد.