شاهدان گر دلبری زین سان کنند
زاهدان را رخنه در ایمان کنند
هر کجا آن شاخِ نرگس بِشْکُفَد
گُلرُخانَش دیده نرگس دان کنند
ای جوانِ سَروقَد، گویی بِبَر
پیش از آن کز قامتت چوگان کنند
عاشقان را بر سرِ خود حُکم نیست
هر چه فرمانِ تو باشد آن کنند
پیشِ چشمم کمتر است از قطرهای
این حکایتها که از طوفان کنند
یارِ ما چون گیرد آغازِ سَماع
قُدسیان بر عرش دَستْ افشان کنند
مردمِ چشمم به خون آغشته شد
در کجا این ظلم بر انسان کنند؟
خوش برآ با غصه ای دل کَاهلِ راز
عیشِ خوش در بوتهٔ هجران کنند
سر مکش حافظ ز آهِ نیمْ شب
تا چو صبحت، آینه رخشان کنند
غزل شماره 197 حافظ یکی از غزلهای عمیق و پرمعناست که به موضوع عشق، ریاکاری، و نفاق در جامعه میپردازد. حافظ در این غزل، با زبانی طنزآمیز و کنایهآمیز، به انتقاد از رفتارهای دوگانه و منافقانه برخی افراد میپردازد.
حافظ در این غزل، به انتقاد از ریاکاری و نفاق برخی افراد، به ویژه کسانی که ادعای تقوا و دینداری دارند، میپردازد. او میگوید که این افراد با رفتارهای دوگانه و منافقانه، ایمان دیگران را سست میکنند. همچنین، شاعر به جوانان هشدار میدهد که مراقب باشند تا در دام فریب و نیرنگ دیگران نیفتند.
اگر این غزل در فال حافظ بیاید، معمولاً به معنای مواجهه با افراد ریاکار و منافق است. همچنین میتواند به معنای اهمیت شناخت حقیقت و پرهیز از ظواهر فریبنده باشد.
در کل، غزل شماره 197 حافظ، یک اثر هنری بینظیر است که به زیبایی تمام، به موضوع ریاکاری، نفاق و اهمیت شناخت حقیقت میپردازد.