گر مِیفروش حاجتِ رندان روا کند
ایزد گنه ببخشد و دفعِ بلا کند
ساقی به جامِ عدل بده باده تا گدا
غیرت نیاوَرَد، که جهان پُربلا کند
حقّا کز این غَمان برسد مژدهٔ امان
گر سالِکی به عهدِ امانت وفا کند
گر رنج پیشآید و گر راحت ای حکیم
نسبت مَکُن به غیر که اینها خدا کند
در کارخانهای که رَهِ عقل و فضل نیست
فهمِ ضعیفْ رایْ فضولی چرا کند؟
مطرب بساز پرده که کس بیاجل نمرد
وان کو نه این ترانه سُراید خطا کند
ما را که دردِ عشق و بلای خُمار کُشت
یا وصلِ دوست یا میِ صافی دوا کند
جان رفت در سرِ می و حافظ به عشق سوخت
عیسیدَمی کجاست که احیایِ ما کند؟
غزل شماره 186 حافظ یکی از غزلهای عمیق و پرمعنای اوست که به موضوع عرفان، شراب عرفانی و رابطه انسان با خداوند میپردازد. این غزل، علاوه بر زیبایی ادبی، حاوی مفاهیم فلسفی و عرفانی بسیار عمیقی است.
در این غزل، حافظ با استفاده از نمادهای عرفانی، به موضوع عشق الهی و رسیدن به کمال اشاره میکند. میخانه و شراب در این غزل نماد معرفت و عشق الهی هستند و ساقی نماد خدای متعال است.
حافظ در این غزل میگوید که برای رسیدن به معرفت حقیقی، باید از جام معرفت نوشید و مست این شراب شد. این مستی، مستی از نوعی است که انسان را از بند دنیا رها کرده و به او آزادی و رهایی میبخشد.
اگر این غزل در فال حافظ بیاید، معمولاً به معنای رسیدن به آرامش، موفقیت و پیروزی در امور معنوی است. همچنین میتواند به معنای تجربه یک تغییر بزرگ و مثبت در زندگی باشد.