مژده ای دل که دگر بادِ صبا بازآمد
هدهد خوشخبر از طَرْفِ سبا بازآمد
برکش ای مرغِ سحر نغمهٔ داوودی باز
که سلیمانِ گل از بادِ هوا بازآمد
عارفی کو که کُنَد فَهْم زبانِ سوسن
تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد
مردمی کرد و کرم لطفِ خداداد به من
کـآن بتِ ماهرخ از راهِ وفا بازآمد
لاله بویِ میِ نوشین بشنید از دمِ صبح
داغدل بود، به امّیدِ دوا بازآمد
چشمِ من در رهِ این قافلهٔ راه بماند
تا به گوشِ دلم آوازِ دَرا بازآمد
گرچه حافظ دَرِ رَنجِش زد و پیمان بِشکست
لطفِ او بین که به لطف از درِ ما بازآمد
غزل شماره 174 حافظ یکی از امیدوارکنندهترین و شادمانهترین غزلهای اوست. این غزل به فرا رسیدن فصل بهار و نو شدن طبیعت اشاره دارد و نویدبخش روزهای خوش و تغییرات مثبت در زندگی است.
حافظ در این غزل، به زیبایی فرا رسیدن فصل بهار و نو شدن طبیعت را توصیف میکند و این رویداد طبیعی را با احساسات درونی خود مرتبط میسازد. او آمدن بهار را نشانهای از تغییر و تحول مثبت در زندگی میداند و از این رو، احساس شادی و امیدواری میکند.
اگر این غزل در فال حافظ بیاید، معمولاً به معنای رسیدن به موفقیت، آغاز دوره جدیدی از زندگی، و بهبود اوضاع است.