نفسِ بادِ صبا مُشکفشان خواهد شد
عالَمِ پیر دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جامِ عقیقی به سمن خواهد داد
چشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد شد
این تَطاول که کشید از غمِ هجران بلبل
تا سراپردهٔ گل نعرهزنان خواهد شد
گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر
مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد
ای دل ار عشرتِ امروز به فردا فکنی
مایهٔ نقدِ بقا را که ضِمان خواهد شد؟
ماه شعبان مَنِه از دست قدح، کاین خورشید
از نظر تا شبِ عیدِ رمضان خواهد شد
گل عزیز است غنیمت شِمُریدَش صحبت
که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد
مطربا مجلسِ انس است غزل خوان و سرود
چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد؟
حافظ از بهر تو آمد سویِ اقلیمِ وجود
قدمی نِه به وداعش که روان خواهد شد
غزل 164 حافظ یکی از مشهورترین و امیدبخشترین غزلهای اوست که به آمدن بهار و تجدید حیات طبیعت اشاره میکند. این غزل علاوه بر توصیف زیباییهای طبیعت، حاوی پیامهای عمیقتری درباره امید، تحول و تجدید حیات است.
حافظ در این غزل، به زیبایی طبیعت در فصل بهار و تجدید حیات آن میپردازد. او از آمدن بهار و شکوفایی طبیعت بسیار خرسند است و این را نشانهای از تجدید حیات و امید میداند. همچنین، شاعر از مردم میخواهد تا از این فرصت استفاده کنند و از زیباییهای طبیعت لذت ببرند.
اگر این غزل در فال حافظ بیاید، میتواند به این معنا باشد که تغییرات مثبتی در زندگی فرد رخ خواهد داد. این تغییرات میتواند در زمینههای مختلفی مانند شغل، روابط شخصی یا سلامتی باشد. همچنین، این غزل میتواند به فرد یادآوری کند که باید به آینده امیدوار باشد.