خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد
ساحتِ کون و مکان عرصهٔ میدانِ تو باد
زلفِ خاتونِ ظفر شیفتهٔ پرچم توست
دیدهٔ فتحِ ابد عاشقِ جولانِ تو باد
ای که انشاءِ عطارد صفتِ شوکتِ توست
عقل کل چاکرِ طُغراکشِ دیوانِ تو باد
طِیرهٔ جلوهٔ طوبی قدِ چون سروِ تو شد
غیرتِ خُلدِ بَرین ساحتِ بُستانِ تو باد
نه به تنها حَیَوانات و نَباتات و جَماد
هر چه در عالمِ امر است به فرمانِ تو باد
غزل شماره 108 حافظ یکی از غزلهای پرشور و ستایشگرانهی این شاعر بزرگ است که در آن به توصیف قدرت و عظمت معشوق میپردازد. این غزل سرشار از تشبیهات زیبا و عبارات دلنشین است که خواننده را به دنیای احساسات و عواطف شاعر میبرد.
در این غزل، حافظ با زبانی بسیار پرشور و حماسی، به ستایش معشوق میپردازد. او معشوق را به پادشاهی قدرتمند و جهانگشا تشبیه میکند و برای او آرزوی جاودانگی و پیروزی میکند. این غزل، نشاندهندهی ارادت و عشق عمیق شاعر به معشوق است.
در کل، غزل 108 حافظ، یک اثر حماسی و پرشور است که نشاندهندهی قدرت بیان و تخیل شاعر است.