شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفت
رویِ مَه پیکرِ او سیر ندیدیم و برفت
گویی از صحبتِ ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گَردش نرسیدیم و برفت
بس که ما فاتحه و حرزِ یمانی خواندیم
وز پیاش سوره اخلاص دمیدیم و برفت
عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد
دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت
شد چمان در چمنِ حسن و لطافت لیکن
در گلستانِ وصالش نَچَمیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
غزل شماره 85 حافظ یکی از غزلهای مشهور اوست که عمدتاً به موضوع فراق و دوری از معشوق میپردازد. این غزل حالتی از حسرت، اندوه و پشیمانی را به تصویر میکشد.
این غزل بیانگر عمق احساسات شاعر نسبت به معشوق و رنج ناشی از جدایی است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و زبان شیوا، احساسات خود را به زیبایی بیان کرده است. این غزل برای افرادی که تجربه جدایی و دوری از عزیزان خود را داشتهاند، بسیار قابل همذاتپذیری است.
این غزل معمولاً برای افرادی که درگیر مسائل عشقی و عاطفی هستند و احساس دوری و جدایی میکنند، تعبیر میشود. همچنین برای افرادی که به دنبال دلیل مشکلات خود هستند، میتواند مفید باشد.