عیبِ رندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزهسرشت
که گناهِ دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار، که کِشت
همه کس طالبِ یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانهٔ عشق است چه مسجد چه کِنِشت
سرِ تسلیمِ من و خشتِ درِ میکدهها
مدعی گر نکند فهمِ سخن، گو سر و خشت
ناامیدم مکن از سابقهٔ لطفِ ازل
تو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
نه من از پردهٔ تقوا به درافتادم و بس
پدرم نیز بهشتِ ابد از دست بهشت
حافظا روزِ اجل گر به کف آری جامی
یک سر از کویِ خرابات بَرَندَت به بهشت
غزل شماره 80 حافظ یکی از مشهورترین و پرکاربردترین غزلهای این شاعر بزرگ است. این غزل به زیبایی به موضوعات عرفان، اخلاق و روابط انسانی میپردازد و مفاهیم عمیقی را در خود جای داده است.
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هر کسی آن درَوَد عاقبتِ کار که کشت همه کس طالب یارند چه هشیار چه مست همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت سر تسلیم من و خشت در میکدهها مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل تو پس پرده چه دانی که خوب است و که زشت نه من از پرده تقوی بدر افتادم و بس پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت حافظا روز اجل گر به کف آری جامی یکسر از کوی خرابات برندت به بهشت
این غزل به زیبایی نشان میدهد که انسانها در جستجوی عشق و کمال هستند و نباید یکدیگر را قضاوت کنند. شاعر با زبانی ساده و روان، مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی را بیان کرده و به خواننده یادآوری میکند که به جای سرزنش دیگران، به خود و اعمال خود توجه کند.
این غزل به دلیل مفاهیم امیدبخش و دلگرمکنندهای که دارد، یکی از پرکاربردترین غزلها در فال حافظ است. معمولاً این غزل به افرادی که در جستجوی عشق و معنویت هستند یا در شرایط سختی قرار دارند، تعبیر میشود.