منم که گوشهٔ میخانه خانقاهِ من است
دعایِ پیرِ مغان وردِ صبحگاهِ من است
گَرَم ترانهٔ چنگ صَبوح نیست چه باک
نوایِ من به سحر آهِ عذرخواهِ من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گدایِ خاکِ درِ دوست، پادشاه من است
غرض ز مسجد و میخانهام وصال شماست
جز این خیال ندارم خدا گواهِ من است
مگر به تیغ اجل خیمه بَرکَنَم ور نی
رمیدن از درِ دولت نه رسم و راهِ من است
از آن زمان که بر این آستان نهادم روی
فرازِ مسندِ خورشید، تکیهگاهِ من است
گناه اگر چه نبود اختیارِ ما حافظ
تو در طریقِ ادب باش، گو گناهِ من است
غزل 53 حافظ یکی از غزلهای مشهور و پررمز و راز دیوان اوست که به موضوع عرفان، عشق الهی و جایگاه انسان در عالم میپردازد. این غزل با استفاده از نمادها و تعابیر عرفانی، به بیان مفاهیم عمیقی همچون وحدت وجود، عشق الهی و عرفان میپردازد.
در این غزل، حافظ با زبانی رمزی و عرفانی به توصیف عالم هستی، عشق الهی و جایگاه انسان در این عالم میپردازد. میخانه در این غزل نماد عرفان و خانقاه نماد دل انسان است. حافظ با استفاده از این نمادها، به بیان مفاهیم عمیقی همچون وحدت وجود، عشق الهی و عرفان میپردازد.
هر بیت از این غزل، حاوی معانی ژرفی است که نیازمند تفسیر و تحلیل دقیق است. برخی از مفسران، میخانه را نماد جایگاه عارفان و خانقاه را نماد دل سالک دانستهاند. برخی دیگر، میخانه را نماد عشق الهی و خانقاه را نماد وجود انسان تفسیر کردهاند.
بیت اول: منم که گوشه میخانه خانقاه من است:
بیت دوم: دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است:
بیت سوم: گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک:
بیت چهارم: نوای من به سحر آه عذرخواه من است:
بیت پنجم: ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله:
بیت ششم: گدای خاک در دوست پادشاه من است:
بیت هفتم: غرض ز مسجد و میخانهام وصال شماست:
بیتهای بعدی: در ابیات بعدی، حافظ به موضوعاتی همچون عشق، معرفت، دنیا و آخرت میپردازد.
این غزل به دلیل عمق معانی و زیبایی کلمات، یکی از محبوبترین غزلهای حافظ است و در بسیاری از موارد برای فال و تعبیر استفاده میشود. همچنین، این غزل به عنوان یک اثر ادبی ارزشمند در ادبیات فارسی جایگاه ویژهای دارد.