در این زمانه رفیقی که خالی از خِلَل است
صُراحیِ میِ ناب و سَفینهٔ غزل است
جَریده رو که گذرگاهِ عافیت، تنگ است
پیاله گیر که عُمرِ عزیز بیبَدَل است
نه من ز بیعملی در جهان مَلولَم و بس
مَلالتِ عُلما هم ز علمِ بیعمل است
به چشمِ عقل در این رهگذارِ پرآشوب
جهان و کارِ جهان بیثُبات و بیمحل است
بگیر طُرِّهٔ مهچهرهای و قِصّه مخوان
که سعد و نَحس ز تأثیر زهره و زُحَل است
دلم امید فراوان به وصلِ رویِ تو داشت
ولی اجل به رَهِ عمر، رهزنِ اَمَل است
به هیچ دُور نخواهند یافت هشیارش
چنین که حافظ ما مستِ بادهٔ ازل است
غزل 45 حافظ با بیت آغازین “در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است” یکی از غزلهای مشهور و پر مفهوم این شاعر بزرگ است. این غزل به موضوعاتی همچون دوستی، زندگی، گذر زمان، و امیدواری میپردازد.
در این غزل، حافظ به دنبال یافتن یک دوست واقعی و بیعیب و نقص در دنیایی پر از نیرنگ و فریب است. او به گذر سریع زمان و لزوم استفاده بهینه از آن اشاره میکند و در عین حال، به امیدواری به آینده و یافتن دوستان واقعی تاکید دارد.
بیت اول: در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است:
بیت دوم: صراحی می ناب و سفینه غزل است:
بیت سوم: جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است:
بیت چهارم: پیاله گیر که عمر عزیز بیبدل است:
بیت پنجم: نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس:
بیت ششم: ملالت علما هم ز علم بی عمل است:
بیت هفتم: به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب:
بیت هشتم: جهان و کار جهان بیثبات و بیمحل است:
بیت نهم: بگیر طره مه چهرهای و قصه مخوان:
بیت دهم: که سعد و نحس ز تاثیر زهره و زحل است:
بیت یازدهم: دلم امید فراوان به وصل روی تو داشت:
بیت دوازدهم: ولی اجل به ره عمر رهزن امل است:
بیت سیزدهم: به هیچ دور نخواهند یافت هشیارش:
بیت چهاردهم: چنین که حافظ ما مست باده ازل است:
کاربرد غزل: این غزل به دلیل بیان احساسات انسانی و مفاهیم عمیق، یکی از محبوبترین غزلهای حافظ است و در بسیاری از موارد برای فال و تعبیر استفاده میشود. همچنین، این غزل به عنوان یک اثر ادبی ارزشمند در ادبیات فارسی جایگاه ویژهای دارد.