رَواقِ منظرِ چشمِ من آشیانهٔ توست
کَرَم نما و فرود آ که خانه، خانهٔ توست
به لطفِ خال و خط از عارفان ربودی دل
لطیفههای عَجَب زیرِ دام و دانهٔ توست
دلت به وصلِ گل ای بلبلِ صبا خوش باد
که در چمن همه گلبانگِ عاشقانهٔ توست
عِلاجِ ضعفِ دلِ ما به لب حوالت کن
که این مُفَرّح یاقوت در خزانهٔ توست
به تن مُقصرم از دولتِ ملازمتت
ولی خلاصهٔ جان، خاکِ آستانهٔ توست
من آن نیَم که دَهَم نقدِ دل به هر شوخی
دَرِ خزانه، به مُهر تو و نشانهٔ توست
تو خود چه لعبتی ای شهسوارِ شیرین کار
که توسَنی چو فلک، رامِ تازیانهٔ توست
چه جای من، که بِلَغزَد سپهرِ شعبدهباز
از این حیَل که در انبانهٔ بهانهٔ توست
سرودِ مجلست اکنون فلک به رقص آرَد
که شعرِ حافظِ شیرین سخن ترانهٔ توست
متن کامل غزل:
رواق منظر چشم من آشیانه توست کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل لطیفههای عجب زیر دام و دانه توست
دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست
علاج ضعف دل ما به لب حواله کن که این مفرح یاقوت در خزانه توست
در این غزل، حافظ با زبانی عاشقانه و پرشور، عشق خود را به معشوق بیان کرده است. او چشم خود را خانه معشوق میداند و از او میخواهد که به این خانه بیاید. شاعر در این غزل به زیبایی معشوق و تأثیر او بر دلها اشاره میکند.
در کل، غزل 34 حافظ، یک غزل عاشقانه و پرشور است که در آن شاعر با زبانی شیوا و لطیف، عمق عشق خود را به معشوق بیان کرده است.
این غزل، نمونهای از غزلهای عاشقانه حافظ است که در آن شاعر با استفاده از زبان ساده و روان، احساسات خود را به زیبایی بیان کرده است.