مهمان دو دیده شد خیالت گذری
در دیده وطن ساخت ز نیکو گهری
ساقی خیال شد دو دیده میگفت
مهمان منی به آب چندان که خوری
این رباعی به حضور خیال معشوق در چشم عاشق و پذیرایی از او میپردازد. مولانا میفرماید: «خیالت، گذران، مهمان دو دیده شد،» «در دیده، از گوهر نیکو (زیبایی)، وطن ساخت.» «ساقی خیال شد و دو دیده میگفت: “مهمان منی،» «”به آب (اشک) هر چقدر که میخواهی بنوش!”» این رباعی، بیانگر این است که حتی خیال معشوق نیز برای عاشق بسیار ارزشمند است و در چشم او ساکن میشود، و نشاندهندهی پذیرایی عاشق از هر ذرهی وجود معشوق.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی