گفتم که چونی مها خوشی محزونی
گفتا مه را کسی نپرسد چونی
چون باشد طلعت مه گردونی
تابان و لطیف و خوبی و موزونی
این رباعی به عظمت معشوق و عدم درک او توسط انسان میپردازد. مولانا میفرماید: «گفتم: “ای ماه! چگونهای؟ خوشی یا غمگین؟”» «(معشوق) گفت: “کسی از ماه نمیپرسد چگونهای!”» «چگونه باشد طلوع ماه جهانی،» «تابان و لطیف و زیبا و موزون!» این رباعی، بیانگر این است که معشوق چنان والاتر از درک انسان است که نمیتوان حال او را پرسید، و نشاندهندهی عظمت و زیبایی بینهایت او.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی