عید آمد و عید بس مبارک عیدی
گر گردون را دهان بدی خندیدی
این هست ولیک اگر ز من بشنیدی
افسوس که عید عید ما را دیدی
این رباعی به شادی عید و گله از عدم حضور معشوق (یا حقیقت) میپردازد. مولانا میفرماید: «عید آمد و عید، بسیار مبارک عیدی بود،» «اگر آسمان را دهان بود، میخندید.» «این هست، ولیکن اگر از من بشنوی،» «افسوس که عید، عید ما را دیدی (عید ما واقعی نبود)!» این رباعی، بیانگر این است که شادی حقیقی عید، با حضور معشوق است، و نشاندهندهی این که بدون او، حتی عید نیز کامل نیست.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی