سرمستم و سرمستم و سرمست کسی
می خوردم و می خوردم و از دست کسی
همچون قدحم شکست وانگه پرکرد
آخر ز گزاف نیست اشکست کسی
این رباعی به مستی عاشق از بادهی عشق معشوق و فداکاری او میپردازد. مولانا میفرماید: «سرمستم و سرمستم و سرمست کسی (معشوق)،» «شراب میخوردم و میخوردم و از دست کسی (معشوق).» «چون جامم را شکست و آنگاه پر کرد،» «آخر از روی بیهودگی نیست، (اگر) کسی (جامش) شکست!» این رباعی، بیانگر این است که عاشق در عشق معشوق، چنان مست میشود که وجودش شکسته و دوباره از عشق پر میشود، و نشاندهندهی تحول عاشق پس از فداکاری در راه عشق.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی