زان ماه چهارده که بود اشراقی
گشتم زر ده دهی من از براقی
آن نیز ببرد از من تا هیچ شدم
ار ده ببرد چهار ماند باقی
این رباعی به فنای عاشق در عشق معشوق و رسیدن به نیستی مطلق میپردازد. مولانا میفرماید: «از آن ماه چهارده (معشوق کامل) که دارای اشراق (نورانیت) بود،» «من به خاطر روشنایی (آن) ده دهام (هست و نیستم را) باختم.» «آن (نور) نیز از من برد تا هیچ شدم،» «اگر ده را ببرد، چهار (واحد) باقی میماند!» این رباعی، بیانگر این است که عشق معشوق، تمام هستی عاشق را میگیرد و او را به فنا میرساند، و نشاندهندهی مرحلهی نیستی و عدم در راه سلوک.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی