رو ای غم و اندیشه خطا میگوئی
از کان وفا چرا جفا میگوئی
هر کودک را گر از جفا ترسانند
من پیر شدم در این مرا میگوئی
این رباعی به رد غم و اندیشه و تأکید بر وفای معشوق میپردازد. مولانا میفرماید: «برو ای غم و اندیشه! اشتباه میگویی،» «از معدن وفا، چرا ستم میگویی؟» «اگر هر کودکی را از ستم بترسانند،» «من پیر شدم، آیا این را به من میگویی؟!» این رباعی، بیانگر این است که غم و اندیشه، اشتباه میکنند و معشوق همیشه باوفا است، و نشاندهندهی تجربهی عاشق در این راه که دیگر از این ترسها نمیهراسد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی