چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی
گر دلبندی هزار خون کردستی
از پای درآمد دل و دل پای نداشت
از دست کسی که او ندارد رستی
این رباعی به قدرت چشمان معشوق و گرفتار شدن عاشق در دام او میپردازد. مولانا میفرماید: «چشم تو برای هر غمزه، مستی را میسوزاند،» «اگر دلبند هستی، هزار خون (ستم) کردهای.» «دل از پای درآمد و دل پایی نداشت (نتوانست فرار کند)،» «از دست کسی که او را چارهای نیست، رهایی (نبود)!» این رباعی، بیانگر قدرت چشمان معشوق در فریبندگی و کشتن دلهاست، و نشاندهندهی بیچارگی عاشق در برابر او.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی