ای دیده تو از گریه زبون مینشوی
ای دل تو این واقعه خون مینشوی
ای جان چو به لب رسیدی از قالب من
آخر بچه خوشدلی برون مینشوی
این رباعی به مخاطب قرار دادن اجزای بدن و شگفتی از عدم فانی شدن آنها میپردازد. مولانا میفرماید: «ای دیده! تو از گریه ناتوان نمیشوی،» «ای دل! تو از این واقعه (عشق) خون نمیشوی؟» «ای جان! چون به لب رسیدی از قالب من،» «آخر با چه خوشحالی بیرون نمیشوی؟» این رباعی، بیانگر شدت رنج عاشق و شگفتی او از تحمل این رنج توسط اعضای بدنش، و نشاندهندهی آرزوی فنا و رهایی از این درد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی