ای بر سر ره نشسته ره میطلبی
در خرمن مه فتاده مه میطلبی
در چاه زنخدان چنین یوسف حسن
خود دلو توئی یوسف و چه میطلبی
این رباعی به نکوهش انسان از عدم شناخت خود و پنهان بودن حقیقت در درون او میپردازد. مولانا میفرماید: «ای بر سر راه نشسته و راه میطلبی،» «در خرمن ماه افتاده و ماه میطلبی.» «در چاه چانهی (معشوق) چنین یوسف حسن (زیبایی)،» «خودت دلو هستی، یوسف و چاه را چه میطلبی؟» این رباعی، بیانگر این است که حقیقت و زیبایی در درون خود انسان است و نیازی به جستجو در بیرون نیست، و نشاندهندهی این که انسان خودش همان گنج پنهان است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی