افتاد مرا با لب او گفتاری
گفتم که ز من سیر شدی گفت آری
گفتا بده آن چیز که جیم اول اوست
گفتم دومش چیست بگو گفت آری
این رباعی به گفتگوی عاشق و معشوق و تمنای معشوق از عاشق میپردازد. مولانا میفرماید: «با لب او (معشوق) گفتگویی داشتم،» «گفتم که “از من سیر شدی؟” گفت: “آری.”» «گفت: “بده آن چیزی که حرف اولش ‘ج’ است،”» «گفتم: “دومش چیست؟ بگو.” گفت: “آری.”» این رباعی، بیانگر حالت بیقراری عاشق و بیتفاوتی معشوق، و نشاندهندهی معمای معشوق که شاید اشاره به “جان” یا “جمال” دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی