زلف تو که یکروزم از او روشن نه
با خاک برآورد سرو با من نه
با هرچه درآرد سر او زنده شود
کانجا همه جانست سراسر تن نه
این رباعی به حیاتبخشی زلف معشوق و برتری روح بر جسم میپردازد. مولانا میفرماید: «زلف تو که یک روز هم از آن (بدون آن) روشن نیستم،» «با خاک برآورد، (اما) سرو با من نیست.» «با هرچه که سر و کار داشته باشد، زنده میشود،» «چون آنجا همه جان است، سراسر نه جسم!» این رباعی، بیانگر تأثیر حیاتی زلف معشوق بر عاشق و بینیازی آن از جسم، و نشاندهندهی برتری روح بر جسم و حیاتبخشی روح معشوق.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی