ای آب از این دیدهٔ بیخواب برو
وی آتش از این سینهٔ پرتاب برو
وی جان چو تنی که مسکنت بود نماند
بیآبی خود مجوی و بر آب برو
این رباعی به دعوت روح به رهایی از جسم و حرکت به سوی حقیقت میپردازد. مولانا میفرماید: «ای اشک (آب) از این چشم بیخواب برو،» «ای آتش از این سینهی پرتاب (پرتلاطم) برو،» «ای جان، چون تنی که جایگاهت بود نماند (فنا شد)،» «بیآبی خود را مجوی و بر آب (حقیقت) برو!» این رباعی، بیانگر لزوم رهایی روح از تعلقات جسمانی و حرکت به سوی معشوق (آب حقیقت)، و نشاندهندهی این که روح باید از تمام قیدها آزاد شود.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی